تغییر موازنه قدرت در تنگه هرمز
سعید درگاهپور، کارشناس مسائل بینالملل
تنگه هرمز نه تنها یک گذرگاه دریایی، بلکه شاهرگ حیاتی انرژی جهان است. مدیریت و تسلط کامل ایران بر این تنگه، معادلات قدرت ایران را از سطح منطقهای به سطح جهانی تغییر میدهد. سه محور اصلی این تغییر موازنه به شرح زیر است:
۱. گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد ترانزیتی
در حالی که ایران همواره با چالش صادرات نفت در دوران تحریم روبرو بوده، پتانسیل کسب درآمد از عوارض عبور و مرور میتواند منبع درآمدی پایدار و عظیم ایجاد کند. بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی، حاکمیت بر آبهای سرزمینی به ایران این قدرت را میدهد که هزینههای خدمات ناوبری، ایمنی و زیستمحیطی دریافت کند. این درآمد برخلاف نفت، قابل رهگیری و تحریم به شکل سنتی نیست و میتواند بودجه ایران را از نوسانات بازار نفت مستقل کند.
۲. سلاح دیپلماتیک و بیاثر کردن تحریمها
ایران با مدیریت تنگه میتواند هزینه مقابله با خود را برای قدرتهای جهانی افزایش دهد. استفاده از این آبراه به عنوان ابزاری برای اقدام متقابل، به معنای آن است که هر کشوری که در تحریمها علیه ایران مشارکت کند، با محدودیتها یا هزینههای اضافی در عبور کالا و انرژی خود مواجه خواهد شد. این موضوع، تحریم را از یک اقدام یکجانبه و بیهزینه برای آمریکا، به یک بازی با حاصل جمع صفر تبدیل میکند که در آن امنیت انرژی اروپا و شرق آسیا نیز به خطر میافتد.
۳. بازتعریف روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس
تسلط ایران بر این آبراه، کشورهای همسایه را که وابستگی جدی به این مسیر برای صادرات نفت و واردات کالا دارند، در موضع تأثیرپذیری قرار میدهد. این وضعیت میتواند منجر به پذیرش حاکمیت و امنیت درونزا توسط ایران شود. ترامپ به خوبی روی این نکته حساس بود که اگر کشورهای عربی احساس کنند امنیتشان توسط ایران مدیریت میشود، لزوم خرید تسلیحات میلیاردی و حضور نظامی آمریکا در منطقه به شدت زیر سوال میرود.
شرط لازم: خروج آمریکا و امنیت بومی
نکته کلیدی تحقق این تحلیل، اخراج آمریکا از تنگه هرمز و منطقه خلیجفارس و عدم مشارکت او در مدیریت تنگه است. حضور نظامی آمریکا در منطقه صرفاً با هدف تأمین منافع خود و اعمال اراده بر جریان انرژی انجام میشود. تا زمانی که این حضور وجود داشته باشد، مانع از اعمال حاکمیت کامل ایران نظیر دریافت عوارض یا کنترلهای خاص میشود. از نگاه ایران، خروج آمریکا یعنی تبدیل تنگه هرمز از یک فضای نظامی بینالمللی به یک محدوده تحت مدیریت قدرت منطقهای که ثمره آن، انتقال مدیریت انرژی از واشنگتن به تهران است.
نگرانی مقامهای آمریکا از این موضوع صرفاً یک مسئله نظامی نیست بلکه ترس از فروپاشی نظام اقتصادی فعلی و از دست دادن اهرم تحریم است. اگر ایران بتواند از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار اقتصادی و سیاسی استفاده کند، عملاً ابزار تحریم آمریکا کارایی خود را در منطقه از دست خواهد داد.